تبليغاتX
تاثیر نماز در زندگی فردی و اجتماعی



ارزش و اهمیت نماز «بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست.
نماز از ارکان بسیار مهم اسلام است که بپا داشتن آن باعث رضایت و خشنودی خدا می‌گردد.
نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطه‌ای که نباید هیچگاه گسسته شود و تا آخرین لحظه عمر باید پابرجا بماند.

پیامبر اکرم «صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم» می‌فرمایند:
«خداوند نماز را نور چشم» من قرار داده و آنرا محبوب من ساخته است آنطور که گرسنه را بر طعام و تشنه را به آب مشتاق کرده است.
(از اینهم بالاتر) انسان گرسنه وقتی غذا می‌خورد سیر می‌شود و هنگامیکه تشنه و آب می‌نوشد سیراب می‌گردد ولی من هیچگاه از نماز سیر نمی‌شوم .
و نیز فرمود، «اولین عمل بنده که روز قیامت بدان رسیدگی می‌شود نماز اوست و اگر پذیرفته شد بقیه اعمال او نیز بررسی می‌شود ولی اگر نمازش پذیرفتم نشد به اعمال دیگرش هم وقعی نمی‌نهند.

به جز آنچه که از آیات و احادیث درباره نماز نقل شده، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیت و جایگاه آن را بیان می‌کند. نماز جزء برنامه انبیاء بوده است.

حضرت عیسی (علیه‌السلام) در گهواره هم می‌گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است:
(و اوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا)

امام حسین (علیه‌السلام) حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.

حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) همسر و کودک خویش را در بیابان‌های داغ مکه، که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت:
خدایا، تا نماز به پا دارند:
انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه .

پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می‌باختند و می‌فرمودند:
وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است .

گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می‌خوانند، اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نماز را نه برای تجارت یا سپری در مقابل آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می‌دهد .
نماز سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش‌هاست .

قرآن، پس از دستور به نماز، می‌فرماید:
ان الحسنات یذهبن السیئات .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386;ساعت ;  توسط گروه نماز;  | 

نماز اساسى ترين رشته ى الفت و عالى ترين عامل محبّت بين بندگان و حضرت حقّ است .

نماز نور دل و صفاى قلب و روح جان و سلامت روان و فروغ ذات عباد صالح خداست .

نماز واسطه ى محكمى است كه تمام هستى انسان را به ملكوت هستى پيوند مى دهد و به مانند آن ، برنامه اى را براى ربط دادن آدمى به حقّ و حقيقت نمى توان يافت .

نماز پناه بى پناهان ، سنگر جهادگران ، گلستان روح افزاى عاشقان ، چراغ سحر مشتاقان ، نور وجود عارفان ، آرامش دل بينايان ، و سير كمالى آگاهان است .

نماز زنده كننده ى جان ، ظهور دهنده ى حيات جاودان ، راز و نياز دردمندان ، روشنى راه رهروان ، نور ديده ى بيداران ، سرمايه ى مستمندان ، دواى درد بى دردان ، نواى دل بى دلان ، دليل گمراهان ، اميد اميدواران ، سرّ حقيقى سحرخيزان ، سوز دل سوختگان ، حرارت روح افسردگان ، مايه ى بقاى جان ، و دستگيره ى نجات انسان از تمام مهالك است .

نماز برتر از همه ى عبادات ، جامع تمام كمالات ، منعكس كننده ى كلّ واقعيّات ، منبع بركات ، و كليد قفل تمام مشكلات است .

نماز خمير مايه ى حيات ، تزكيه كننده ى صفات ، علاج زشت ترين عادات ، آورنده ى حسنات ، تبديل كننده ى سيّئات ، باعث كرامات ، منبع فيض و افادات ، نگهدارنده ى انسان از حادثات ، مانع سانحات ، و حقيقت كائنات است .

نماز عشق سالكين ، عبادتى آتشين ، كارى بى قرين ، بهترين معين ، خورشيد اهل زمين ، مونس اصحاب دين ، امنيّت جان غمين ، و رحمت واسعه ى حضرت ارحم الرّاحمين است .

نماز واقعيّتى روحانى ، امر واجب حضرت سبحانى ، نفخه ى رحمانى ، جان انسانى ، و نور يزدانى است .

نماز هويّت ايمان ، حقيقت جهان ، طريقت جان ، قدرت انسان ، و مايه ى بهشت و رضوان است .

نماز چشمه ى زمزم روح ، ساغر معنوى صبوح ، فتح الفتوح ، توبه ى نصوح ،حضرت حق را ممدوح ، اجمال قرآن را مشروح ، و در طوفان حوادث كشتى نوح است .

بدون نماز خود را اهل حقّ و حقيقت مدان و رسيدن فيض خاص الهى را به سوى خود توقّع مدار .

اكسير وجود منهاى نماز بى سود است ، بى خبران از نماز بى خردانند و فراريان از اين مقام گرفتار دام شيطانند .

ثروتمندانِ بى نماز فقيرند و تهيدستانِ با نماز از همه مستغنى تر .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386;ساعت ;  توسط گروه نماز;  | 

گرچه نماز چيزي نيست كه فلسفه اش بر كسي مخفي باشد، ولي دقت در متون آيات و روايات اسلامي ما را به نكات بيشتري در اين زمينه رهنمون مي گردد:
1. روح و اساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است, همان « ذكر الله » است كه در آيه‌ي فوق به عنوان برترين بيان شده است.
البته ذكري كه مقدمه ي فكر, و فكري كه انگيزة عمل بوده باشد, چنانكه در حديثي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ آمده است كه در تفسير جمله ي و لذكر الله اكبر فرمود: ذكرا لله عند ما احل و حرم « ياد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام »
(يعني به ياد خدا بيفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.)
[1]
2. نماز وسيله ي شستشوي از گناهان و مغفرت و آمرزش الهي است چرا كه خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مي كند, لذا در حديثي مي خوانيم: پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ از ياران خود سؤال كرد: لو كان علي باب دار الحد كم نهر و اغتسل في كل يوم منه خمس مرات اكان يبقي في جسه من الدرن شيء؟ قلت لا, قال: فان مثل الصلاة كمثل النهر الجاري كلما صلي كفرت ما بينهما من الذنوب: « اگر بر در خانة يكي از شما نهري از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پپنج بار خود را در آن شستشو دهد, آيا چيزي از آلودگي و كثافت در بدن او مي ماند؟».
در پاسخ عرض كردند: نه, فرمود: « نماز درست همانند اين آب جاري است, هر زمان كه انسان نمازي مي خواند گناهاني كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مي رود»
[2]
و به اين ترتيب جراحاتي كه بر روح و جان انسان از گناه مي نشيند, با مرهم نماز التيام مي يابد و زنگارهائي كه بر قلب مي نشيند زدوده مي شود.
3. نماز سدي در برابر گناهان آينده است, چرا كه روح ايمان را در انسان تقويت مي كند, و نهال تقوي را در دل پرورش مي دهد, و مي دانيم « ايمان » و « تقوي » نيرومند ترين سد دربرابر گناهان است, و اين همان چيزي است كه در آيه ي فوق به عنوان نهي از فحشاء و منكر بيان شده است , و همان است كه در احاديث متعددي مي خوانيم : افراد گناهكاري بودند كه شرح حال آنها را براي پيشوايان اسلام بيان كردند فرمودند: غم مخوريد, نماز آنها را اصلاح مي كند و كرد.
4. نماز, غفلت زدا است, بزرگترين مصيبت براي رهروان راه حق آن است كه هدف آفرينش خود را فراموش كنند و غرق در زندگي مادي و لذائذ زود گذر گردند, اما نماز به حكم اين كه در فواصل مختلف, و در هر شبانه روز پنج بار انجام مي شود, مرتباً به انسان اخطار مي كند, هشدار مي دهد, هدف آفرينش او را خاطر نشان مي سازد, موقعيت او را در جهان به او گوشزد مي كند و اين نعمت بزرگي است كه انسان وسيله اي در اختيار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه قويا به او بيدار باش گويد.
5. نماز خود بيني و كبر را درهم مي شكند, چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دو بار پيشاني بر خاك در برابر خدا مي گذارد, خود را ذره ي كوچكي در برابر عظمت او مي بيند, بلكه صفري در برابر بي نهايت.
پرده هاي غرور و خود خواهي را كنار مي زند, تكبر و برتري جوئي را در هم مي كوبد.
به همين دليل علي ـ عليه السّلام ـ در آن حديث معروفي كه فلسفه هاي عبادات اسلامي در آن منعكس شده است بعد از ايمان, نخستين عبادت را كه نماز است با همين هدف تبيين ميكند مي فرمايد: فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك و الصلوة تنزيهاً عن الكبر ... : خداوند ايمان را براي پاكسازي انسانها از شرك واجب كرده است و نماز را براي پاكسازي از كبر»
[3]
6. نماز وسيله پرورش فضائل اخلاق و تكامل معنوي انسان است, چرا كه انسان را از جهان محدود ماده و چهار ديوار عالم طبيعت بيرون مي برد, به ملكوت آسمانها دعوت مي كند, و با فرشتگان هم صا و همراز مي سازد, خود را بدون نياز به هيچ واسطه در برابر خدا مي بيند و با او به گفتگو بر مي خيزد.
تكرار اين عمل در شبانه روز آن هم با تكيه روي صفات خدا, رحمانيت و رحيميت و عظمت او مخصوصاً با كمك گرفتن از سوره هاي مختلف قرآن بعد از حمد كه بهترين دعوت كننده به سوي نيكيها و پاكيها است اثر قابل ملاحظه اي در پرورش فضائل اخلاقي در وجود انسان دارد.
لذا در حديثي از امير مؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ مي خوانيم كه در فلسفه نماز فرمود:
الصلوة قربان كلي تقي : « نماز وسيله ي تقرب هر پرهيزكاري به خدا است. »
[4]
7. نماز به ساير اعمال انسان ارزش و روح مي دهد ـ چرا كه نماز روح اخلاص را زنده مي كند, زيرا نماز مجموعه اي است از نيت خالص و گفتار پاك و اعمال خالصانه, تكرار اين مجموع در شبانه روز بذر ساير اعمال نيك را در جان انسان مي پاشد و روح اخلاص را تقويت مي كند.
لذا در حديثي معروفي مي خوانيم كه امير مؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ در وصاياي خود بعد ازآن كه فرق مباركش با شمشير ابن ملجم جنايتكار شكافته شد فرمود: الله الله في الصلوة فانها عمود دينكم : « خدا را خدا دربارة نماز , چرا كه ستون دين شما است».
[5]
مي دانيم هنگامي كه عمود هيمه در هم بشكند يا سقوط كند هر قدر طنابها و ميخهاي اطراف محكم باشد اثريندارد, همچنين هنگامي كه ارتباط بندگان با خدا از طريق نماز از ميان برود اعمال ديگر اثر خود را از دست خواهد داد. در حديثي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي خوانيم: اول ما يحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبلا سائل عمله, و ان ردت رد عليه سائل عمله: « نخستين چيزي كه در قيامت از بندگان حساب مي شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول مي شود, و اگر مردود شد سائر اعمال نيز مردود مي شود»!
شايد دليل اين سخن آن باشد كه نماز رمز ارتباط خلق و خالق است, اگر به طور صحيح انجام گردد قصد قربت و اخلاص كه وسيله قبولي سائر اعمال است در او زنده مي شود, و گرنه بقية اعمال او مشوب و آلوده مي گردد و از درجه اعتبار ساقط مي شود.
8. نماز قطع نظر از محتواي خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاكسازي زندگي مي كند, چرا كه مي دانيم مكان نماز گزار, لباس نمازگزار, فرشي كه بر آن نماز مي خواند, آبي كه با آن وضو مي گيرد و غسل مي كند, محلي كه در آن غسل و وضو انجام مي شود بايد از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق ديگران پاك باشد كسي كه آلوده به تجاوز و ظلم, ربا, غصب, كم فروشي, رشوه خواري و كسي اموال حرام باشد چگوه مي تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابر اين تكرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتي است به رعايت حقوق ديگران.
9. نماز علاوه بر شرائط قبول يا به تعبير ديگر صحت شرائط كمال دارد كه رعايت آنها نيز يك عامل مؤثر ديگر براي ترك بسياري از گناهان است.
در كتب فقهي و منابع حديث, امور زيادي به عنوان موانع قبول نماز ذكر شده است از جمله مسأله شرب خمر است كه در روايات آمده است: لا تقبل صلوة شارب الخمر اربعين يوماً الا ان يتوب: « نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر اين كه توبه كند.»
[6]
و در روايات متعددي مي خوانيم: از جمله كساني كه در نماز آنها قبول نخواهد شد پيشواي ستمگر است»
[7]
و در بعضي از روايات ديگر تصريح شده است كه نماز كسي كه زكات نمي پردازد قبول نخواهد شد, و همچنين روايات ديگري كه مي گويد: خوردن غذاي حرام يا عجب و خود بيني از موانع قبول نماز است, پيدا است كه فراهم كردن اين شرايط قبولي تا چه حد سازنده است؟
10. نماز روح انضباط را در انسان تقويت مي كند, چرا كه دقيقاً بايد در اوقات معيني انجام گيرد كه تأخير و تقديم آن هر دو موجب بطلان نماز است, همچنين آداب و احكام ديگر در مورد نيت و قيام و قعود و ركوع و سجود و مانند آن كه رعايت آنها, پذيرش انضباط را در برنامه هاي زندگي كاملاً آسان مي سازد.
همة اينها فوائدي است كه در نماز, قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ويژگي جماعت را بر آن بيفزائيم ـ كه روح نماز همان جماعت است ـ بركات بي شمار ديگري دارد كه اين جا جاي شرح آن نيست, بعلاوه كم و بيش همه از آن آگاهيم.
گفتار خود را در زمينه فلسفه و اسرار نماز با حديث جامعي كه از امام علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ نقل شده پايان مي دهيم:
امام در پاسخ نامه اي كه از فلسفة نماز در آن سؤال شده بود چنين فرمود:
علت تشريع نماز اين است كه توجه و اقرار به ربوبيت پروردگار است, و مبارزة با شرك و بت پرستي, و قيام در پيشگاه پروردگار در نهايت خضوع و نهايت تواضع, و اعتراف به گناهان و تقاضاي بخشش از معاصي گذشته, و نهادن پيشاني بر زمين همه روز براي تعظيم پروردگار.
و نيز هدف اين است كه انسان همواره هشيار و متذكر باشد, گرد و غبار فراموشكاري بر دل او ننشيند, مست و مغرور نشود, خاشع و خاضع باشد, طالب و علاقمند افزوني در مواهب دين و دنيا گردد.
علاوه بر اين كه مداومت ذكرخداوند در شب و روز كه در پرتو نماز حاصل مي گردد, سبب مي شود كه انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نكند, روح سركشي و طغيانگري بر او غلبه ننمايد.
و همين توجه به خداوند و قيام در برابر او, انسان را از معاصي باز مي دارد. و از انواع فساد جلوگيري مي كند.
[8]
11. بازداري از حرص و آز و كم طاقتي
خداوند متعال مي فرمايد: انسان حريص و كم طاقت آفريده شده و هنگامي كه بدي به او رسد بي تابي مي كند و هنگامي كه خوبي به او رسد مانع از ديگران مي شود, مگر نماز گزاران, آنان كه نماز ها را پيوسته انجام مي دهند.
[9]


[1] . بحار الانوار جلد 82 صفحه 200.
[2] . وسائل الشيعه جلد 3, ص 7, ( باب 2 از ابواب اعداد الفرائض حديث 3).
[3] . نهج البلاغه, كلمات قصار 252.
[4] . نهج البلاغه, كلمات قصار, جمله 136.
[5] . نهج البلاغه, نامه ها ( وصيت ) 47.
[6] . بحار ج 84 ص 317 و 320.
[7] . بحار, ج84, ص 318.
[8] . وسائل الشيعه, ج3, ص 4.
[9] . معارج, آيات 19 تا 24.

برگرفته از تفسير نمونه- آيت الله مكارم شيرازي- ج16، ص289-294

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386;ساعت ;  توسط گروه نماز;  | 

مسألۀ اصلی پژوهش حاضر این است: آیا نماز- که عملی تقریبا فردی است- می تواند پیامدهای اجتماعی، مانند تأثیر در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی داشته باشد یا نه؟
انجام این پژوهش بدین جهت ضروری است که میان دو امر مهم در اسلام، ارتباط برقرار می کند. این دو مهم عبارتند از «نماز به عنوان ستون دین اسلام» و «برقراری آزادی و عدالت»، هدف اساسی آن.
پژوهش، درصدد کشف رابطه میان نماز به عنوان حکمی فردی و مهم، و آزادی و عدالت، خواستۀ دین و آرزوی بشر است.
فرضیۀ اصلی پژوهش عبارت است از: نماز در تحقق عدالت و آزادی مؤثر است. از آن جا که این تاثیر از طریق محتوای نماز و نقش آن در یادآوری قیامت و ایجاد ملکه عدالت و...است؛ به نظر می آید، هر چه اهتمام به نماز و توجه به معانی آن بیشتر باشد، تأثیرِ یاد شده فزونی یابد.
روش برگزیده برای اثبات این فرضیه، روش اسنادی با استفاده از منابع مکتوب، فیش برداری از آن ها و سپس تجزیه و تحلیل عقلی می باشد.
نماز در لغت به معنای پرستش و بندگی، و در اصطلاح فقه عملی عبادی با اجزاء و شرایط خاص است. عدالت، از عدل گرفته شده و به معنی راستی، درستی و دادگری می باشد. آزادی در زبان فارسی به معنای خلاص، رهایی، قدرت انتخاب و.....به کار می رود.
آزادی و عدالت از مفاهیمی هستند که برداشتهای متفاوتی ازآن دو می توان داشت. در پژوهش حاضر آزادی و عدالت در علم حقوق و اجتماع می باشد؛ و مراد از آن،عدالت و آزادی مورد نظراسلام است؛ البته گاه از عدالت فردی و آزادی معنوی به عنوان ملکه ای نفسانی و واسط در ایجاد عدالت و آزادی، سخن رفته است.
نماز یکی از مناسک دینی است، لذا مطالعۀ نظری رابطه میان نماز(متغیر مستقل) بامتغیرهای وابسته(آزادی و عدالت)، نیازمندِ نیم نگاهی به دین و کشف امکان وجود کارکردهای اجتماعی برای دین و سبک خاص آن، نماز، می باشد.
مهم ترین پیامدهای اجتماعی دین، حفظ همستگی و وفاق اجتماعی، تقدیم منافع مهم جمعی بر منافع شخصی، اعتراض به وضع موجود و دعوت به وضع مطلوب و کنترل افراد جامعه، می باشد. این کارکردها در تحقق آزادی و عدالت اجتماعی مؤثرند.
رابطۀ میان دین و عدل از آیات و روایات نیز به دست می آید. امر به قسط و عدل در آیۀ 29 سورۀ اعراف، و برابر و برادر انگاری مسلمانان، یکی از دو خصلت اساسی سیستم دین، در دیدگاه امام علی(علیه السلام) از این نمونه آیات و روایات می باشند.
پس از کشف امکان کارکرد اجتماعی دین، بررسی نظری آثاری چون تأمین آزادی و عدالت برای خصوص نماز، می پردازیم.
مهمترین اثر نماز از منظر قرآن بازدارندگی از فحشا و منکر است. نماز، انسان را به یاد حضور خداوند می اندازد و بدین سان بهترین بازدارنده از کارهای ناشایسته می باشد. این بازداری بسته به رعایت شرایط نماز و کیفیت اقامۀ آن، دارای مراتب است. هر چه روح نماز بیشتر بر زندگی حاکم باشد، این نقش قوی تر خواهد بود.
از دیگر سو، نقطۀ مقابل عدالت و آزادی- یعنی ظلم، جور و ....- از مصادیق بارز منکر می باشد؛ و عقل سلیم و شارع مقدس آن را ناپسند شمرده اند. بدین روی نماز ما نفی ظلم و جور، در تحقق عدالت و آزادی مؤثر می باشد.
افزون بر دلایل نقلی، می توان بر وجود رابطه میان متغیر مستقل و وابسته، نمونه هایی عینی نیز یافت. پیامبراکرم(ص) و حضرت علی(ع) هم برترین نمازگزارانند و هم پرتلاش ترین افراد در راه تأمین عدالت و آزادی و پای بندترین افراد به اصول آن.
فرضیۀ تحقیق با تحلیل عقلی نیز اثبات پذیراست. نماز آزادی را با رفع موانع فرا روی آن، تأمین می کند. استبداد مهمترین مانع آزادی است. استبداد نظامی دارد که در اثر عملکرد دو طرف ایجاد شده است: رأس نظام و مردم تحت سلطه.
بنده به دنبال کسب رضای مولا است نه کسب قدرت نامشروع. این روح در ذکر «ایاک نعبد» به خوبی جلوه گر است. دیگر اینکه نمازگزار در نماز پیشانی خود را بر خاک مذلت در برابر معبود می ساید؛ و این خشوع و تواضع است که ریشۀ غرور را می خشکاند.
سوم اینکه نماز دارای اذکاری است مانند: «مالک یوم الدین»، «قل هو الله احد»، این اذکار اقرار به صاحب اختیاری و مالک تام بودن خداوند و قبول همۀ مراتب توحید از جمله توحید در حاکمیت اوست و با کسب قدرت نامشروع ناسازگار می باشد. افزون به آن ضمایر جمع در پاره ای از قرائات نماز، فرد را از خودبینی، خود گرایی و انحصار طلبی خارج می سازد.
موانع مربوط به سلب شوندگان یا محرومانی از عدالت و آزادی، عبارتند از: خصوصیات شناختی مانند جهل، نادانی و عوامل روانی مانند ترس و ذلت پذیری و نداشتن روحیه صبر و مقاومت. اهتمام شارع نسبت به نماز با تفکر و تدبر در آن، نمازگزار را واجد شخصیت تفکر دهنده می سازد؛ فرد دارای این ویژگی، آمادگی بیشتری نسبت به شناخت حقوق اجتماعی، سیاسی خود و جامعه دارد.
محتوای نماز قدرت را تنها ازآن خدا می داند و خداوند را واحد مالک و قادر مطلق معرفی می کند. بنابراین نمازگزار بر او تکیه می کند و دیگر جایی برای ترس و پذیرش ذلت و حاکمیت غیر، در روح خود باقی نمی گذارد.
تأثیر نماز در تحقق عدالت اجتماعی از دو طریق دیگر نیز تصور پذیر است:
یکم: نماز عامل ایجاد عدالت فردی است و عدالت فردی در مردم و کارگزاران، مهمترین شرط تحقق عدالت اجتماعی است.
دوم: دو پایۀ مهم عدالت اجتماعی، توازن اجتماعی و تکافل عمومی است. نماز در ایجاد توازن به وسیلۀ شرط هایی چون غصبی نبودن مکان، لباس و ...تاثیر گذار است. تکافل عمومی نیز از طریق ضمایر جمع در خواست ها و دعاها و اوراد نماز و همچنین نماز جماعت، صورت می بندد.
به اختصار می توان گفت که از یک سو اصلی ترین مصداق عدالت و آزادی در رعایت همۀ حقوق دیگران جلوه گر است. از دیگر سو، مهمترین شرط رعایت حقوق دیگران، کنترل درونی است. نماز به عنوان برترین عبادت، در ایجاد این عامل بسیار مؤثراست.
بنابراین از یک طرف نماز نقش به سزایی در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی دارد و از طرف دیگر، بدون اعتقاد به خداوند و بندگی او و کنترل درونی، تحقق نمی یابد. کنترل درون نیز بدون اقامه نماز، ناقص است.
برقراری عدالت و آزادی، بدون سر سپردن به درگاه حق، امکان وقوع حقیقی ندارد. بدین سان، مکاتب، ایدئولوژی ها و سیاستمدارانی که بخواهند بدون توجه به امور قدسی، به شعارهای خود جامۀ عمل بپوشانند، دیر یا زود شکست خواهند خورد.

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386;ساعت ;  توسط گروه نماز;  | 

۱ . «ويليام جيمز» روان شناس بزرگ آمريکايي مي گويد: «دعا و نماز و به عبارت ديگر، اتصال با روح عالم خلقت و جان جانان، کاري اثر بخش و داراي نتيجه است. ثمره آن عبارت است از ايجاد يک جريان قدرت و نيرويي که به طور محسوس داراي آثار مادي و معنوي است.»1

 

2. دکتر «وين داير»: «من در حال نماز به شيوه اي باور نکردني از نور الهي برخودار مي شوم و احساس مي کنم همه وجود من، روح است هر چند هنوز از داشتن جسم آگاه هستم و هنگامي که از اين احساس روحاني و سير و سياحت در عالم روح به جسم خود باز مي گردم، احساس قدرت مي کنم گويي جسم من آکنده از مقدار زيادي انرژي شده است.»2

 

3. «کارل يونگ» روان شناس بزرگ معاصر: «واقعه نماز و دعاي جمعي، بهره گيري از حيات فائق و متعالي است که برتر از همه مرزها و حدود زماني و مکاني است و لحظه اي جاويد و ابدي در زمان است.»3

 

4. «روژه گارودي» فيلسوف و دانشمند مشهور فرانسوي: «در نماز انسان به خود باز مي گردد و همه هستي را در وجود خويش احساس مي کند و چنين است که انسان با ايمان به ستايش وادار مي شود.»4

 

5. دکتر «فرانک لاباخ» دانشمند مشهور اروپايي از قول دانشمند ديگري چنين مي گويد: «اي خداوند! ساعت کوتاهي که در حضور تو صرف مي شود چه تغيير عظيمي به وجود مي آورد، چه بارهاي سنگيني بر اثر آن از سينه ها برداشته مي شود و چه زمين هاي خشکي که بر اثر رگبارهاي دعا شاداب مي گردد ...»5

 

6. «مهاتما گاندي» رهبر بزرگ هند چه زيبا مي گويد: «دعا و نماز، زندگي مرا نجات داده است، من بدون آن مدت ها پيش ديوانه شده بودم. من در تجارب زندگي عمومي و خصوصي خود تلخ کامي هاي بسيار سختي داشته ام که مرا دستخوش نااميدي مي ساخت اگر توانسته ام بر اين نااميدي ها چيره شوم به خاطر دعا و نمازهايم بوده است. دعا و نماز را مانند حقيقت بخشي از زندگي خود به شمار نمي آورم، بلکه تنها به خاطر نياز و احتياج شديد روحي آن را به کار مي بسته ام، زيرا اغلب خود را در حال و وضعي مي يافتم که احتمالا بدون نماز و دعا نمي توانستم شادمان باشم. هر چه زمان مي گذشت اعتقاد من به خدا افزايش مي يافت و نياز من به دعا و نماز بيشتر مي شد و صورتي مقاومت ناپذير به خود مي گرفت. بدون آن زندگي سرد و تهي بود. به همان اندازه که غذا براي بدن لازم است دعا و نماز براي روح ضرورت دارد. در واقع آن قدر که دعا و نماز براي روح لازم است، غذا براي بدن ضرورت ندارد زيرا اغلب لازم است به خاطر سلامت بيشتر خودمان گرسنگي بدهيم و از غذاخوردن خودداري کنيم، اما در مورد دعا و نماز چنين اجتنابي نمي توان وجود اشته باشد.»6

 

گاندي در جاي ديگر مي گويد: «من کوچک ترين شکي ندارم که نماز و دعا، وسيله غير قابل انکاري براي پاک کردن قلب از اميال نفساني است ولي بايد با منتهاي تواضع آميخته گردد.»7

 

7. دکتر «الکسيس کارل» فيزيولوژيست معروف فرانسوی مي گويد: «حالت دعا و مناجات، اثراتي در اعضاي بدن ما به جا مي گذارد که در نوع خود بي سابقه است اين اثر در روزهاي اول آن قدرها جالب توجه نيست اما کم کم وقتي عادي شد، هيچ لذتي نمي تواند با آن برابري کند.»

 

و در جاي ديگر مي گويد: «نيايش، پرواز روح است به سوي خدا يا حالت پرستش عاشقانه اي است نسبت به آن مبدأيي که معجزه حيات از او سرزده است و بالاخره نيايش، نمودار کوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود نامرئي، آفريدگار هستي، عقل کل، قدرت نامحدود و خير مطلق.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386;ساعت ;  توسط گروه نماز;  | 

غنچه های پاک راز

یک صدا                                                                                   

یک صدای آشنا

می رسد به گوش ما

                         ***

این ندا

بانگ آشنای کیست

پر ز نغمه و سرود بندگیست

                          ***

دستها                                                             

دستهای پر نیاز                               

شد به سوی آسمان دراز

                           ***

قلب ها  

قلب های پر امید                                  

چون کبوتری ز سینه پر کشید 

 ***

غنچه ها

غنچه های پاک راز

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386;ساعت ;  توسط گروه نماز;  | 

(¯`*•.Silence.•*´¯)

45FD31B-5C6E-11D1-9EC1-00C04FD7081F>
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت